بعد از انعقاد قرارداد پاره ای از مفاد و شروط آن تغییر کند.
در اصل نسبی بودن قراردادها اثر مستقیم این است که طرفین را ملزم به مفاد قرارداد می کند ولی اثر غیرمستقیم آن ایجاد وضعیت حقوقی جدید است که در برابر همگان قابل استناد است . استثناء این اصل ماده 21 ق.ا.ا.م است که انتقال اموال مدیون برای فرار از دین خود در برابر طلبکاران او قابلیت استناد ندارد.
1-اگر تعهد به نفع ثالث جزء عوضین باشد نمی توانند عقد را اقاله کنند.
2-اگر تعهد به نفع ثالث جزء عوضین نباشد و به عنوان شرط فرعی باشد می توانند عقد را اقاله کنند و شرط را به حال خود واگذارند ولی اگر با اقاله شرط را به قوت خود باقی نگذارند اقاله غیرنافذ و نیاز به تنفیذ ثالث دارد.
3-فسخ موجب زایل شدن تعهد به نفع ثالث می شود.
4-اگر عقد منفسخ شود تعهد به نفع ثالث نیز منفسخ می گردد.
در تعهد به نفع ثالث نفعی برای ثالث ایجاد شده ولی در تملیک به نفع ثالث مالی به ملکیت او درآمده است.
تعهد به نفع ثالث یک ایقاع با حق رد است ولی تملیک به نفع ثالث یک ایجاب است که نیاز به قبول دارد.